برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hankie به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hankie
(اسم – بعضی اوقات به صورت hanky) دست دستمال، دستمال دکوری جیب کُت، دستمال بینی (handkerchief , tissue)
He gave me a hankie when I started crying.
وقتی شروع به گریه کردم، او یک دستمال به من داد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hankie، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

