برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی hammer به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل hammer
(اسم) چکش – توپ فلزی سنگین به همراه دسته انعطاف پذیر آن که در ورزش پرتاب چکش از آن استفاده میشود - the hammer ورزش پرتاب چکش – چخماق تفنگ – قسمت های چکش مانندی در یک پیانو که تار را به صدا در می آورند – چکشِ گوش (یکی از سه استخوانچه گوش که نقش انتقال دهنده را جهت انتقال انرژی لرزشی ناشی از امواج صوتی به مایعات گوش داخلی ایفا می کنند _ویکی پدیا) - be/go at it hammer and tongs الف: (در مورد دعوا یا بحث بین دو یا چند نفر) با سر و صدای زیاد و شدت بسیار دعوا کردن یا بحث کردن (مثال اول) ب: (در مورد انجام کاری توسط کسی) پر انرژی انجام دادن - go/come under the hammer چیزی که در یک مزایده فروخته شده است
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره hammer، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


