برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی grin به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل grin
(فعل) لبخند زدن (با دندان نمایان) - grin and bear it به اجبار پذیرفتن
He grinned at the good news.
او با شنیدن خبر خوب لبخند زد.
grin
اسم
grins
(اسم) لبخند گشاده
a wry grin
لبخند طعنهآمیز یا کنایهدار
a sheepish grin
لبخند نشاندهندهی احساس خجالت، شرمندگی، یا کمی پشیمانی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره grin، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

