برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی goat به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل goat
(اسم) بُز (مثال اول) – old goat آدم نچسبی که از نظر جنسی خیلی فعال است - get someone's goat کسی را بسیار اذیت کردن (مثال دوم) - act/play the goat مسخره بازی در آوردن (مثال سوم)
a mountain goat
یک بز کوهی
That guy just gets my goat every time he opens his mouth.
آن مرد هر وقت دهنش را باز میکند و حرف میزند اعصاب مرا خورد می کند.
Jim never acts the goat—he's always serious.
جیم هرگز مسخره بازی در نمی آورد. او همیشه جدی است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره goat، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


