برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی goat به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل goat
(اسم) بُز (مثال اول) – old goat آدم نچسبی که از نظر جنسی خیلی فعال است - get someone's goat کسی را بسیار اذیت کردن (مثال دوم) - act/play the goat مسخره بازی در آوردن (مثال سوم)
a mountain goat
یک بز کوهی
That guy just gets my goat every time he opens his mouth.
آن مرد هر وقت دهنش را باز میکند و حرف میزند اعصاب مرا خورد می کند.
Jim never acts the goat—he's always serious.
جیم هرگز مسخره بازی در نمی آورد. او همیشه جدی است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره goat، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام


