برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی garlic به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل garlic
(اسم) گیاه سیر
a garlic bulb
یک کله سیر (شامل 5 تا 12 حبه سیر که در غشایی به رنگ خاکستری متمایل به سفید محصور است)
a clove of garlic
یک حبه سیر
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره garlic، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


