برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
furnished | معنی مبله و مجهز
معنی furnished در فارسی
furnished
صفت
(صفت) مبله، مجهز به وسایل (خانه یا آپارتمانی که با وسایل اصلی مثل تخت، میز و صندلی اجاره داده میشود) — متضاد پرکاربرد: unfurnished
a fully furnished flat
یک آپارتمان کاملاً مبله
They rented a furnished apartment in the city center.
آنها یک آپارتمان مبله در مرکز شهر اجاره کردند.
The house is furnished with modern furniture.
خانه با وسایل مدرن مبله شده است.
We're looking for a furnished room near the university.
ما دنبال یک اتاق مبله نزدیک دانشگاه هستیم.
The furnished flat includes a bed, a sofa, and a dining table.
آپارتمان مبله شامل تخت، مبل و میز ناهارخوری است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره furnished، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام