برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی frosty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل frosty
(صفت) بسیار سرد – یخ بسته – غیر صمیمانه
It's been frosty in the morning here for the last few days.
در چند روز گذشته هوای اینجا صبح هنگام بسیار سرد بوده است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره frosty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

