بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل fragment

fragment

اسم

US تلفظ صوتی/ˈfrægmənt/

fragments

(اسم) قطعه، تکه (در معنای فیزیکی – مثال اول) - بخش ناقص یا قطعه‌ی جدا شده (مثال دوم)

Fragments of glass covered the floor.

قطعات شیشه کف زمین را پوشانده بود.

I overheard a fragment of their conversation.

گوشه ای از مکالمه آنها را شنیدم.

fragment

فعل

fragments; fragmented; fragmenting

(فعل) تکه‌تکه شدن

The group fragmented after the dispute.

گروه پس از اختلاف تکه‌تکه شد.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره fragment، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته