برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fox به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fox
(اسم) روباه – یک آدم زرنگ (مثال اول) – آدم جذاب مخصوصا از نظر جنسی
He's a cunning/sly/wily old fox.
او یک روباه پیر حیلهگر/موذی/زیرک است. (آدم خیلی زرنگی است)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fox، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

