برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flip-flop به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flip-flop
(اسم) یک نوع دمپایی معمولا پلاستیکی که انگشت شصت پا را با بند جدا کرده است، دمپایی انگشتی، صندل لاانگشتی (مثال
اول) - تغییر ناگهانی در عقیده یا تصمیم کسی
He wore flip-flops to the beach.
او در ساحل یک جفت دمپایی انگشتی پوشیده بود. (flip–flops یعنی یک جفت دمپایی)
The governor did a flip-flop on the tax policy.
فرماندار در مورد سیاست مالیاتی تجدیدنظر کرد.
flip-flop
فعل
flip–flops; flip–flopped; flip–flopping
(فعل) نظر خود را تغییر دادن، تجدیدنظر کردن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


