برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flip-flop به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flip-flop
اول) - تغییر ناگهانی در عقیده یا تصمیم کسی
He wore flip-flops to the beach.
او در ساحل یک جفت دمپایی انگشتی پوشیده بود. (flip–flops یعنی یک جفت دمپایی)
The governor did a flip-flop on the tax policy.
فرماندار در مورد سیاست مالیاتی تجدیدنظر کرد.
flip-flop
فعل
flip–flops; flip–flopped; flip–flopping
(فعل) نظر خود را تغییر دادن، تجدیدنظر کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flip-flop، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


