عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل filter

filter

اسم

US تلفظ صوتی/ˈfɪltɚ/

filters

(اسم) فیلتر (دو مثال اول) – فیلتر در دسترسی به محتوای اینترنتی - وسیله‌ای است که روی لنز دوربین یا منبع نور قرار می‌گیرد تا رنگ‌ها، شدت نور یا اثرات خاصی ایجاد کند – فیلتر برای تغییر ظاهر یک تصویر در یک نرم افزار

The water passed through a filter.

آب از یک فیلتر عبور کرد.

digital filters that stop high-frequency sounds

فیلترهای دیجیتال که جلوی صداها با فرکانس بالا را میگیرند

filter

فعل

filters; filtered; filtering

(فعل) فیلتر کردن

They filter the air to remove dust.

آن‌ها هوا را فیلتر می‌کنند تا گردوغبار را حذف کنند.

sunglasses that filter ultraviolet light

عینک آفتابی که نور فرابنفش را فیلتر می کند

This command filters the search results by location.

این دستور، نتایج جستجو را طبق منطقه مکانی فیلتر میکند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته