برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fatten به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fatten
(فعل) چاق کردن، پروار کردن – چاق شدن
You're too skinny — they would have to fatten you up.
تو خیلی لاغر هستی. آن ها مجبور خواهند بود تو را چاق کنند.
fatten up cows for slaughter
پروار کردن گاوها برای کشتار
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fatten، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


