برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی extract به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل extract
(فعل) استخراج کردن (دو مثال اول) - extract yourself خود را از وضعیت دشواری خارج کردن
They extract oil from the ground.
آنها نفت را از زمین استخراج میکنند.
venom extracted from poisonous snakes
سم استخراج شده از مارهای سمی
(اسم) عصاره
This is a vanilla extract for baking.
این یک عصاره وانیل برای پختوپز است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره extract، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


