برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی excess به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل excess
(اسم) مقدار بیش از حد نیاز یا اجازه داده شده، مازاد، اضافی (مثال اول) – افراط یا زیاده روی یا اقدام افراطی (مثال دوم) - in excess of something بیش تر از مقداری (مثال سوم)
The tests found an excess of sodium in her blood.
آزمایشها مقدار غیر مجازی از سدیم را در خون او نشان داد.
The people have not forgotten the excesses of the military regime.
مردم اقدامات افراطی آن رژیم نظامی را فراموش نکرده اند.
The increase will not be in excess of five percent.
این افزایش بیش از 5 درصد نخواهد بود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) do something to excess زیاده روی کردن در انجام کاری
They both eat to excess.
آنها هر دو بیش از حد غذا میخورند.
excess
صفت
(صفت) بیش از اندازه، مازاد
Excess food is stored as fat.
غذای مازاد تحت عنوان چربی در بدن ذخیره میشود.
excess baggage
بار اضافی
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


