برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
emigration | معنی مهاجرت و ترک کشور
معنی emigration در فارسی
(اسم) مهاجرت (ترک کشور خود برای زندگی در کشور دیگر) — متضاد immigration یعنی ورود به یک کشور برای زندگی (اسم فرد مهاجر: emigrant)
mass emigration from Ireland to the United States
مهاجرت گسترده از ایرلند به آمریکا
Emigration increased during the economic crisis.
مهاجرت در طول بحران اقتصادی افزایش یافت.
The country experienced a wave of emigration in the 1990s.
این کشور در دههٔ ۱۹۹۰ موجی از مهاجرت را تجربه کرد.
Emigration often leads to a shortage of skilled workers.
مهاجرت معمولاً به کمبود نیروی کار ماهر منجر میشود.
His emigration to Canada changed his whole life.
مهاجرتش به کانادا تمام زندگیاش را تغییر داد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره emigration، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

