برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
emigrate | معنی مهاجرت کردن و تفاوت با immigrate
معنی emigrate در فارسی
(فعل) مهاجرت کردن (ترک کشور خود و رفتن به کشور دیگر برای زندگی) — متضاد immigrate یعنی وارد شدن به یک کشور برای زندگی (اسم مرتبط: emigrant به معنی فرد مهاجر، emigration به معنی مهاجرت)
I’m emigrating to Australia.
من دارم به استرالیا مهاجرت میکنم.
Millions of Germans emigrated from Europe.
میلیونها آلمانی از اروپا مهاجرت کردند.
His grandparents emigrated to the US in the 1920s.
پدربزرگ و مادربزرگش در دههٔ ۱۹۲۰ به آمریکا مهاجرت کردند.
Many young people emigrate in search of better jobs.
بسیاری از جوانان در جستوجوی کار بهتر مهاجرت میکنند.
She emigrated from Ireland to Canada.
او از ایرلند به کانادا مهاجرت کرد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره emigrate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

