برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی elimination به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل elimination
(اسم) عمل حذف کردن، از چیزی یا کسی خلاص شدن یا زدودن (دو مثال اول) - by a process of elimination حذف تدریجی گزینه ها و احتمالات تا رسیدن به پاسخ درست و منطقی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره elimination، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

