برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی elder به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل elder
(اسم) کسی که سنش بیشتر است، بزرگتر (دو مثال اول) – درخت یا بوته ای که سنجد میدهد (elderberry)
He learned from his elders.
او از بزرگترهای خود یاد گرفته بود.
They consulted the village elders.
آن ها با ریش سفیدان روستا مشورت کردند.
elder
صفت
(صفت) بزرگتر، مسن تر (مخصوصا بین دو خواهر و برادر)
Jim is the elder of the two.
بین این دو، جیم بزرگ تر است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره elder، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


