برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی doll به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل doll
(اسم) عروسک (مثال اول) – یک آدم مهربان و مفید – برای خطاب قرار داد یک زن که البته گاهی میتواند توهینآمیز باشد
She bought a beautiful doll for her daughter.
او یک عروسک زیبا برای دخترش خرید.
Thanks, you’re a doll.
ممنون، تو آدم مهربانی هستی.
doll
فعل
dolls; dolled; dolling
(فعل) doll up خود را شیک و تر و تمیز کردن
The girls were all dolled up for a party.
همه دخترها برای یک مهمانی شیک کرده بودند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره doll، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

