برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی doll به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل doll
(اسم) عروسک (مثال اول) – یک آدم مهربان و مفید – برای خطاب قرار داد یک زن که البته گاهی میتواند توهینآمیز باشد
She bought a beautiful doll for her daughter.
او یک عروسک زیبا برای دخترش خرید.
Thanks, you’re a doll.
ممنون، تو آدم مهربانی هستی.
doll
فعل
dolls; dolled; dolling
(فعل) doll up خود را شیک و تر و تمیز کردن
The girls were all dolled up for a party.
همه دخترها برای یک مهمانی شیک کرده بودند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


