عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل ditch

ditch

اسم

US تلفظ صوتی/ˈdɪtʃ/

ditches

(اسم) آب‌راه یا هر نوع کانالی که در کنار جاده ها یا در مزارع و غیره برای حرکت یا هدایت آب ایجاد میشود

The car left the road and ended up in a ditch.

ماشین از جاده خارج شد و به داخل جوی افتاد.

irrigation ditches

کانال های آبیاری (مثلا در شالیزارها)

ditch

فعل

ditches; ditched; ditching

(فعل) چیزی را دور انداختن، کسی را پس زدن (دو مثال اول) – هواپیما را به صورت اضطراری درون آب فرود آوردن (مثال آخر) – مدرسه یا جایی نرفتن و پیچاندن آن

He ditched his girlfriend.

او دوست دخترش را پیچاند.

They ditched the car in a vacant lot.

آنها ماشین را در یک زمین خالی از سکنه رها کردند.

Engine trouble forced the pilot to ditch.

مشکل در موتور خلبان را مجبور به فرود روی آب کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته