برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی disorder به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل disorder
(اسم) بینظمی (مثال اول) – اختلال (مثال دوم) – خشم (مثال سوم)
The room was in disorder after the party.
اتاق پس از مهمانی در بینظمی بود.
He suffers from a sleep disorder.
او از یک اختلال خواب رنج میبرد.
The trial was kept secret because of the risk of public disorder.
به دلیل خطر خشم عمومی جلسات دادرسی محرمانه نگه داشته شد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره disorder، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

