برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dishcloth به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dishcloth
(اسم) اسکاج، دستمال ظرف شویی (در آمریکایی dishrag)
She had a saucer in one hand and a dishcloth in the other.
او در یک دستش نعلبکی و در دست دیگر خود اسکاج داشت.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dishcloth، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

