برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dimension به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dimension
(اسم) طول، عرض، ارتفاع یا عمق چیزی (مثال اول) – dimensions اندازه یا گستردگی یک موقعیت (مثال دوم) – جنبه های چیزی (aspect - مثال سوم)
a rectangle with the dimensions 6cm x 5cm
یک مستطیل به ابعاد 6 در 5 سانتی متر
a problem of considerable dimensions
مشکلی با ابعاد قابل توجه
the social dimension of unemployment
جنبه(بُعد) اجتماعی بیکاری
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dimension، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

