برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی despair به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل despair
(اسم) احساس ناامیدی (مثال اول) - be the despair of somebody کسی را بسیار ناراحت یا نگران کردن (مثال دوم)
He killed himself in despair.
او مالامال از حس ناامیدی به زندگی خود پایان داد.
She was the despair of her parents.
او مایه عذاب والدینش بود.
despair
فعل
despairs; despaired; despairing
(فعل) ناامید کننده بودن، ناامید بودن یا شدن
Things look bad now, but don't despair.
اوضاع الان ناجور به نظر میرسد ولی ناامید نشو.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره despair، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

