برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی descendant به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل descendant
(اسم) نواده یا از نسل کسی (مثال اول) – گیاه یا حیوانی که ریشه در یک نژاد بسیار قدیمی دارد – چیزی که از چیزی در گذشته توسعه یافته (مثال دوم)
He is a descendant of a famous royal family.
او از نسل یک خانواده سلطنتی مشهور است.
The Italian language is one of Latin's descendants.
زبان ایتالیایی یکی از شاخه های زبان لاتین است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره descendant، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

