برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی daylight به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل daylight
(اسم) روشنایی طبیعی روز (مثال اول) - in broad daylight در روز (نه در شب – مثال دوم) - (put) daylight between yourself and somebody فاصله ایجاد کردن - scare/frighten the (living) daylights out of somebody کسی را خیلی ترساندن (مثال سوم) - beat/knock the (living) daylights out of somebody کسی را درب و داغان کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره daylight، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

