برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی damn به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل damn
(فعل) لعنت کردن (مثال اول) - damn it/you etc! وقتی که خیلی از دست کسی یا چیزی عصبانی هستید (مثال دوم) - (I’ll be/I’m) damned if ... جمله منفی را با شدت بیشتری بیان کردن (مثال سوم) - damned if you do, damned if you don’t چه انجام بدهی چه انجام ندهی اشتباه خواهد بود - the damned اهل جهنم، نفرین شدگان (مثال آخر)
He damned the decision as unfair.
او تصمیم را بهعنوان ناعادلانه لعنت کرد.
Damn it, be careful with that!
لعنتی، مراقب این باش!
I'm damned if I'll apologize!
من ابدا عذرخواهی نمیکنم!
the souls of the damned
ارواح جهنمیان
damn
صفت
(صفت) لعنتی، خیلی (برای تأکید)
This damn weather ruined our plans.
این هوای لعنتی برنامههای ما را خراب کرد.
There's not a damn thing you can do about it.
هیچ کاری نیست که تو بتوانی درباره آن انجام دهی.
damn
قید
(قید) خیلی
That was a damn good movie.
فیلم خیلی خوبی بود.
damn
اسم
(اسم) هیچ - not give a damn اصلا اهمیت ندادن به کسی یا چیزی (مثال اول) - be not worth a damn کاملا بی ارزش (مثال دوم)
I don’t give a damn about him.
من هیچ اهمیتی به او نمیدهم.
Nobody gives a damn about us.
کسی هیچ اهمیتی به ما نمیدهد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


