برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cute به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cute
(صفت) با مزه، جذاب – زیرکانه – زرنگ بازی در آوردن (مثال دوم) – cutely (قید) به شکل جذابی – cuteness (اسم) زرنگ بازی
cute puppies
سگ های با مزه
Don't be cute with me, Sarah.
با من زرنگ بازی در نیاور سارا.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cute، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


