برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cut down به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cut down
cut down
فعل
(فعل) کسی را کشتن – چیزی را با بریدن نقش بر زمین کردن (مثال اول) – کم کردن، کاهش دادن، کوتاه کردن (دو مثال آخر)
to cut down a tree
بریدن یک درخت
The doctor told him to cut down on his caffeine.
دکتر به او گفت که مصرف کافئین را کم کند.
We used a shortcut that cut down our traveling time by 10 minutes.
ما از این میانبر استفاده کردیم تا زمان مسافرت ما 10 دقیقه کم شود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cut down، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام