برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی customary به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل customary
(صفت) معمول، همیشگی (usual – دو مثال اول) – مرسوم (مثال دوم و سوم)
He's not his customary cheerful self today.
او امروز سرخوشی همیشگی خود را ندارد.
She forgot the customary “thank you.”
او خداحافظ که همیشه به زبان می آورد را فراموش کرد. (او خداحافظی مرسوم را از یاد برد)
Is it customary to tip hairdressers in this country?
آیا دادن انعام به آرایشگرها در این کشور مرسوم است؟
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره customary، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

