برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی counsel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل counsel
(اسم) مشاوره، نصیحت (مثال اول) – وکیل (مثال دوم)
He sought counsel from a lawyer.
او از یک وکیل مشاوره گرفت.
the company's chief/general counsel
رئیس بخش حقوقی شرکت
counsel
فعل
counselsUS counseled or British counselled US counseling or British counselling
(فعل) مشاوره دادن (مثال اول) - توصیه کردن (مثال دوم)
The teacher counseled the student on his options.
معلم به دانشآموز درباره گزینههایش مشاوره داد.
Most experts counsel caution in such cases.
اکثر متخصصان احتیاط را در چنین مواردی توصیه میکنند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


