برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی confession به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل confession
(اسم) اعتراف، اقرار، اقرارنامه
a written/signed confession
یک اقرارنامه مکتوب
I've a confession to make—I lied about my age.
من یک اعترافی باید انجام دهم. من درباره سن خودم دروغ گفتم.
The priest heard his confession.
کشیش اعتراف او را شنید.
His confession was extracted under duress.
اعترافات او تحت فشار گرفته شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره confession، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


