برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی compensation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل compensation
(اسم) جبران، غرامت (مثال اول) – چیزی که تعادل را برقرار میکند، جبران کننده (مثال دوم) – دستمزد انجام کاری (مثال سوم)
He received compensation for his injury.
او برای آسیبش غرامت دریافت کرد.
Free food was no compensation for a very boring evening.
غذای رایگان جبران کننده یک شب بسیار خستهکننده نبود.
annual compensation
پول و مزایایی که در سال به کسی پرداخت میشود
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره compensation، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


