برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی compensation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل compensation
(اسم) جبران، غرامت (مثال اول) – چیزی که تعادل را برقرار میکند، جبران کننده (مثال دوم) – دستمزد انجام کاری (مثال سوم)
He received compensation for his injury.
او برای آسیبش غرامت دریافت کرد.
Free food was no compensation for a very boring evening.
غذای رایگان جبران کننده یک شب بسیار خستهکننده نبود.
annual compensation
پول و مزایایی که در سال به کسی پرداخت میشود
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره compensation، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

