برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی colony به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل colony
(اسم) مستعمره یا منطقه یا کشوری که توسط یک کشور دیگر کنترل میشود (مثال اول) – مردم یک مستعمره – مردمی که دارای نژاد یا ویژگی مشترکی هستند و در منطقه خاصی زندگی می کنند (مثال دوم) – گروهی از حیوانات یا گیاهان که کنار هم هستند (مثال سوم)
a former French colony in Africa
یک مستعمره سابق فرانسه در آفریقا
an artists’ colony
یک کولونی هنرمندان (جایی که هنرمندان برای مدتی کنار هم زندگی میکنند و کار می کنند)
an ant colony
یک کولونی مورچه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره colony، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


