برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی burning به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل burning
(صفت) در حال سوختن (مثال اول) – بسیار قوی (مثال دوم) – خیلی گرم (مثال سوم) - burning issue/question سوال یا مسئله بسیار چالشی
The burning fire kept us warm.
آتش در حال سوختن ما را گرم نگه داشت.
She spoke of her burning desire to play for her country.
او درباره اشتیاق شدید خود برای بازی کردن برای کشور خود حرف زد.
burning sand
ماسه بسیار گرم
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره burning، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


