برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی burden به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل burden
(اسم) بار، مسئولیت سنگین، چیزی که برای انجام دادن یا پذیرفتن یا درگیر شدن سخت باشد (دو مثال اول) - the burden of proof مسئولیت اثبات چیزی
The burden of taxes is high.
بار مالیاتها سنگین است.
I don’t like being a burden on other people.
من دوست ندارم باری بر روی دوش مردم باشم. (نمیخواهم اسباب زحمت کسی باشم)
burden
فعل
burdens; burdened; burdening
(فعل) بار کردن، سنگین کردن
Don’t burden yourself with extra work.
خودت را با کار اضافی سنگین نکن.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره burden، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


