برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی boost به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل boost
(فعل) تقویت کردن، افزایش دادن (مثال اول) – بلند کردن یا هل دادن کسی برای اینکه بالا برود
The campaign boosted their popularity.
این کمپین محبوبیت آنها را افزایش داد.
He boosted her up.
او آن دختر را بلند کرد. (به او کمک کرد تا از جایی بالا برود یا به سطح بالاتری برسد. البته در اصطلاح به معنی روحیه دادن هم بکار میرود)
boost
اسم
boosts
(اسم) تقویت، افزایش (مثال اول) – کمک یا تشویق (مثال دوم) – به سمت بالا هل دادن
The economy needs a boost.
اقتصاد به یک تقویت نیاز دارد.
Passing my driving test was such a boost to my confidence.
قبول شدن در آزمون رانندگی بسیار به اعتماد به نفس من کمک کرد.
He gave her a boost over the fence.
او به آن دختر کمک کرد از نرده بالا برود. (over در اینجا نشان میدهد که او موفق به عبور از روی نرده شد)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


