برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی boiling به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل boiling
(صفت، قید) خیلی داغ (دو مثال اول) - boiling hot/mad etc. خیلی گرم/خیلی عصبانی و ...
a boiling sun
خورشید سوزان
I wish I'd worn something cooler - I'm boiling.
کاش لباس خنک تری می پوشیدم. دارم میپزم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره boiling، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


