برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bloody به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bloody
(صفت) خونآلود (مثال اول) – بسیار خشن که باعث مرگ یا زخمی شدن بسیاری میشود (مثال دوم) – برای تاکید روی یک جمله - bloody hell برای بیان احساسات شدیدی مانند تعجب، عصبانیت، ناامیدی یا حتی شوک استفاده میشود (مثال آخر)
His hands were bloody after the fight.
دستهایش پس از درگیری خونآلود بودند.
a bloody battle
یک جنگ خونآلود
Bloody hell, that was close!
خدای من، نزدیک بود!
bloody
قید
(قید) خیلی (very, extremely)
We all had a bloody good time.
من اوقات خیلی خوبی داشتیم.
bloody
فعل
bloodies; bloodied; bloodying
(فعل) باعث خونریزی شدن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


