بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی bloody به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل bloody

bloody

صفت

US تلفظ صوتی/ˈblʌdi/

bloodier; bloodiest

(صفت) خون‌آلود (مثال اول) – بسیار خشن که باعث مرگ یا زخمی شدن بسیاری میشود (مثال دوم) – برای تاکید روی یک جمله - bloody hell برای بیان احساسات شدیدی مانند تعجب، عصبانیت، ناامیدی یا حتی شوک استفاده می‌شود (مثال آخر)

His hands were bloody after the fight.

دست‌هایش پس از درگیری خون‌آلود بودند.

a bloody battle

یک جنگ خون‌آلود

Bloody hell, that was close!

خدای من، نزدیک بود!

bloody

قید

(قید) خیلی (very, extremely)

We all had a bloody good time.

من اوقات خیلی خوبی داشتیم.

bloody

فعل

bloodies; bloodied; bloodying

(فعل) باعث خون‌ریزی شدن

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره bloody، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته