عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل bloody

bloody

صفت

US تلفظ صوتی/ˈblʌdi/

bloodier; bloodiest

(صفت) خون‌آلود (مثال اول) – بسیار خشن که باعث مرگ یا زخمی شدن بسیاری میشود (مثال دوم) – برای تاکید روی یک جمله - bloody hell برای بیان احساسات شدیدی مانند تعجب، عصبانیت، ناامیدی یا حتی شوک استفاده می‌شود (مثال آخر)

His hands were bloody after the fight.

دست‌هایش پس از درگیری خون‌آلود بودند.

a bloody battle

یک جنگ خون‌آلود

Bloody hell, that was close!

خدای من، نزدیک بود!

bloody

قید

(قید) خیلی (very, extremely)

We all had a bloody good time.

من اوقات خیلی خوبی داشتیم.

bloody

فعل

bloodies; bloodied; bloodying

(فعل) باعث خون‌ریزی شدن

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان