برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی basket به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل basket
(اسم) سبد (ظرفی سبک که معمولا دسته دارد و از رشته های به هم بافته چوب یا پلاستیک یا فلز ساخته شده است – مثال اول) – چیزی که در یک سبد قرار دارد و در آن جا میگیرد (مثال دوم) – سبد خرید یک وبسایت – سبد بسکتبال - make/score a basket توپ را درون سبد بسکتبال انداختن و امتیاز گرفتن - put all your eggs in one basket همه تخم مرغ های خود را درون یک سبد قرار دادن
a wicker basket
یک سبد حصیری
a basket of black teas
یک زنبیل چای سیاه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره basket، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


