برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی barrel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل barrel
(اسم) بشکه (مثال اول) – واحد اندازه گیری نفت معادل 159 لیتر (مثال دوم) – لوله تفنگ - a barrel of laughs کسی یا چیزی که خیلی خنده دار یا بامزه است (معمولا در جمله های منفی و برای کنایه زدن - مثال سوم) - have somebody over a barrel مجبور به پذیرش چیزی کردن، در مضیقه قرار دادن - the bottom of the barrel کمترین سطح، امکان و ... (مثال چهارم)
barrel
فعل
barrels; barreled ; barreling
(فعل) خیلی سریع حرکت کردن
to barrel along the highway
با سرعت در بزرگ راه رانندگی کردن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره barrel، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

