برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی barrel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل barrel
(اسم) بشکه (مثال اول) – واحد اندازه گیری نفت معادل 159 لیتر (مثال دوم) – لوله تفنگ - a barrel of laughs کسی یا چیزی که خیلی خنده دار یا بامزه است (معمولا در جمله های منفی و برای کنایه زدن - مثال سوم) - have somebody over a barrel مجبور به پذیرش چیزی کردن، در مضیقه قرار دادن - the bottom of the barrel کمترین سطح، امکان و ... (مثال چهارم)
barrel
فعل
barrels; barreled ; barreling
(فعل) خیلی سریع حرکت کردن
to barrel along the highway
با سرعت در بزرگ راه رانندگی کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره barrel، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


