برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی attendance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل attendance
(اسم) تعداد حاضرین (مثال اول) – عمل حاضر شدن یا حاضر بودن در جایی (مثال دوم و سوم ) - in attendance الف: حاضر (مثال چهارم) ب: نزدیک کسی یا همراه کسی برای کمک کردن (مثال آخر)
Attendance at the event was high.
تعداد حاضرین در این رویداد زیاد بود.
a student who has perfect attendance
دانش آموزی که حضور عالی در همه کلاس ها دارد
The teacher has to take attendance every day.
معلم باید هر روز حضور و غیاب کند.
Several heads of state were in attendance at the funeral.
چندین تن از سران کشورها در آن مراسم خاکسپاری حاضر بودند.
Who was in attendance at the birth?
چه کسی هنگام زایمان کمک حال بود؟
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره attendance، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


