برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی attendance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل attendance
(اسم) تعداد حاضرین (مثال اول) – عمل حاضر شدن یا حاضر بودن در جایی (مثال دوم و سوم ) - in attendance الف: حاضر (مثال چهارم) ب: نزدیک کسی یا همراه کسی برای کمک کردن (مثال آخر)
Attendance at the event was high.
تعداد حاضرین در این رویداد زیاد بود.
a student who has perfect attendance
دانش آموزی که حضور عالی در همه کلاس ها دارد
The teacher has to take attendance every day.
معلم باید هر روز حضور و غیاب کند.
Several heads of state were in attendance at the funeral.
چندین تن از سران کشورها در آن مراسم خاکسپاری حاضر بودند.
Who was in attendance at the birth?
چه کسی هنگام زایمان کمک حال بود؟
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


