برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی apron به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل apron
(اسم) پیش بند (مثال اول) – بخشی از یک فرودگاه که خارج از باند پرواز است و هواپیماها در آن محوطه بارگیری میشوند یا پارک میشوند یا مسافر سوار میکنند و ... – بخشی از صحنه تئاتر که جلوی پرده نمایش است (apron stage)
a cook's apron
یک پیشبند آشپزی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره apron، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


