برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی advocate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل advocate
(فعل) حمایت کردن، طرفداری کردن
He advocated stricter laws.
او از قوانین سختگیرانهتر حمایت کرد.
The plan is advocated by the president.
این طرح توسط رئیس جمهور حمایت میشود.
(اسم) حامی، مدافع
She is an advocate for human rights.
او مدافع حقوق بشر است.
a birth control advocate
طرفدار تنظیم خانواده (سیاستهای مربوط به کنترل جمعیت و تنظیم خانواده)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


