koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی - درس بیست و یکم

1 - Plea

/pliː/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه plea با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: تقاضا، درخواست

We are making a plea to all companies to stop polluting the environment.

ما درخواستی برای تمامی شرکت ها فرستادیم تا آلوده کردن محیط زیست را متوقف کنند.

The president's plea to release the captives was denied by the enemy.

درخواست رئیس جمهور برای آزادی زندانیان توسط دشمن رد شده بود.

2: (در قانون) دادخواست (درخواست)

a plea of guilty/not guilty

یک درخواست مجازات/ عدم مجازات

In court today, the judge consented to the lawyer's plea for a light sentence.

امروز در دادگاه، قاضی با تقاضای وکیل برای یک مجازات سبک موفقت کرد.

2 - Weary

/wɪri/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه weary با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: خیلی خسته، مخصوصا بعد از انجام کاری سخت یا کاری که برای مدت طولانی ادامه داشته

I am weary of debating the same topic all day.

من از مناظره کردن روی این عنوان یکسان در طول روز خیلی خسته هستم.

2: خسته کننده

a weary journey

یک مسافرت خسته کننده

3: دیگر به چیزی علاقه مند یا مشتاق نبودن

She was weary from years of housework.

او از سالها کار در خانه خسته بود.

3 - Collide

/kəˈlaɪd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه collide با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: برخورد کردن به چیزی یا برخورد کردن به یکدیگر: تصادف کردن با چیزی یا با یکدیگر

The car and the van collided head-on in thick fog.

ماشین و ون در مه غلیظ با هم شاخ به شاخ شدند.

2: (در مورد افراد، تفکراتشان و ....) به جد مخالفت کردن

They regularly collide over policy decisions.

آن ها مرتبا روی تصمیمات سیاسی با هم مخالفت می کنند.

4 - Confirm

/kənˈfɜːrm/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه confirm با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: تایید کردن، تصدیق کردن

His guilty expression confirmed my suspicions

ظاهر گناهکار او سوء زن های مرا تایید کرد.

2: تثبیت کردن

I'm very happy to confirm you in your post.

من برای تثبیت شما در مقامتان بسیار خوشحالم.

5 - Verify

/verɪfaɪ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه verify با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: تحقیق کردن درباره درستی یا مناسب بودن چیزی

We have no way of verifying his story.

ما راهی برای تایید صحت داستانش نداریم.

Please verify that your password was entered correctly.

لطفا تایید کنید که رمز عبورتان به درستی وارد شده است.

6 - Anticipate

/ænˈtɪsɪpeɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه anticipate با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: پیش بینی کردن، انتظار چیزی را داشتن

We don't anticipate any major problems.

ما انتظار مشکلات مهم دیگری را نداریم.

Try and anticipate what the interviewers will ask.

تلاش کنید و پیش بینی کنید که مصاحبه گیرنده ها چه چیزهایی خواهند پرسید.

2: با لذت و هیجان فکر کردن درباره چیزی که قرار است رخ دهد.

We eagerly anticipated the day we would leave school.

ما مشتاقانه منتظر روزی بودیم که مدرسه را ترک کنیم.

7 - Dilemma

/daɪˈlemə/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه dilemma با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: موقعیتی که باعث بروز مشکل می شود، اغلب موقعیتی که شما باید بین دو موضع، با اهمیت یکسان، یکی را انتخاب کنید: دوراهی

to be in a dilemma

بر سر دوراهی بودن

It is sensible not to panic in the face of a dilemma.

عاقلانه است که در برخورد با یک دوراهی وحشت نکنیم.

8 - Detour

/diːtʊr/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه detour با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: مسیر طولانی تری که شما برای پرهیز از یک مشکل در پیش میگیرید: مسیر انحرافی

In order to evade city traffic, Anthony took a detour.

به منظور فرار از ترافیک شهر، آنتوآن یک مسیر انحرافی در پیش گرفت.

9 - Merit

/merɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه merit با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: شایستگی، لیاقت

My brother was promoted because of merit, not because of friendship.

برادر من به خاطر لیاقت ارتقاء پیدا کرد، نه به خاطر روابط دوستانه.

مترادف:

worth

10 - Transmit

/trænsˈmɪt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه transmit با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: فرستادن یک سیگنال الکترونیکی یا امواج رادیویی، تلویزیونی و...

Signals transmitted from a satellite.

سیگنال ها از یک ماهواره فرستاده شده بود.

Garcia's message was transmitted to the appropriate people.

پیام گارسیا به مردم مناسب فرستاده شده بود.

Scientists can now transmit messages from space vessels to earth.

دانشمندان اکنون می توانند پیام ها را از سفینه های فضایی به زمین مخابره کنند.

2: انتقال دادن چیزی از یک نفر به نفر دیگر

Sexually transmitted diseases

بیماری های منتقله از راه جنسی

11 - Relieve

/rɪˈliːv/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه relieve با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: از بین بردن یا کم کردن یک احساس ناخوشایند یا یک درد.

To relieve anxiety

از بین بردن اضطراب

The pills relieved the pain from the wound I received in the conflict.

قرص ها درد ناشی از آن جراحتی که من در درگیری متحمل شدم را کم کردند.

2: کم کردن اهمیت یک مشکل

Efforts to relieve poverty

تلاش ها برای کاهش فقر

3: از خسته کنندگی جیزی کاستن، مخصوصا با معرفی چیزی متفاوت

We played cards to relieve the boredom of the long wait.

ما برای تسکین خستگی ناشی از انتظار طولانی، کارت بازی کردیم.

4: جابجا کردن کسی از وظیفه اش

You'll be relieved at six o'clock.

شما در ساعت 6 جابجا خواهید شد.

5: آزاد کردن یک شهر یا ... از یک ارتش دشمن که آن را محاصره کرده است.

The peace agreement relieved us of the threat of an attack.

توافق صلح ما را از خطر یک تحدید آزاد کرد.

12 - Baffle

/bæfl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه baffle با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: گیج شدن کسی به صورت کامل: بسیار دشوار بودن یا ناشناس بودن برای کسی جهت فهمیدن یا توضیح دادن.

His behaviour baffles me.

رفتار او مرا سردرگم کرد.

How so mediocre a player earned so much money baffled me.

اینکه چطور یک بازیکن معمولی این همه پول به دست آورد، مرا سردرگم کرد.

در ویدیوی بالا، درس بیست و یکم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس بیست و یکم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398