koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

لغات 504 - درس بیست و نهم از کتاب 504 واژه کاملاً ضروری زبان انگلیسی

1 - toil

/tɔɪl/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه toil با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: به سختی کار کردن، برای مدت طولانی و با مشقت کار کردن (مخصوصا کارهای فیزیکی)

After years of toil, scientists disclosed that they had made progress in controlling the dreaded disease.

بعد از سال ها تلاش بی وقفه، دانشمندان نشان دادند که در کنترل آن بیماری وحشتناک پیشرفت کرده اند.

Despite all his toil, Fred never succeeded in reaching his goal.

فِرِد علی رغم تلاش بسیار زیادش، هرگز در دستیابی به هدفش موفق نشد.

2: حرکت کردن یا حرکت دادن با سختی و به آرامی

The feeble old man toiled up the hill.

آن پیر مرد نحیف به سختی از آن تپه بالا رفت.

2 - blunder

/blʌndər/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه blunder با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: یک اشتباه احمقانه، اشتباهی با بی دقتی

The exhausted boy blundered through the woods.

آن پسر خسته، راه را در میان جنگل اشتباه رفت.

Bert's awkward apology could not make up for his serious blunder

معذرت خواهی ناشیانه بِرت نتوانست اشتباه احمقانه اش را جبران کند.

The general's blunder forced his army to a rapid retreat.

اشتباه احمقانه ژنرال، ارتشش را مجبور به عقب نشینی سریع کرد.

After a series of political blunders he finally resigned.

بعد از یک سلسله از اشتباهات سیاسی، او سرانجام استعفا داد.

I think I’ve made a terrible blunder.

فکر کنم که اشتباه وحشتناکی مرتکب شده ام.

3 - daze

/deɪz/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه daze با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: حالتی که در آن کسی (مانند کسی که شوکه شده یا مجروح شده) قادر به فکر کردن نیست یا عملکرد عادی ندارد.

After the test, I spent the rest of the day in a daze.

بعد از آن امتحان، من باقی روز را در گیجی و گنگی سپری کردم.

The severity of the blow dazed the fighter and led to his defeat.

شدت ضربه، آن مبارز را گیج کرد و باعث شکست او شد.

I've been in a complete daze since hearing the news.

من از وقتی خبر را شنیدم در گیجی کامل به سر میبرم.

مترادف:

confuse

4 - mourn

/mɔːrn/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه mourn با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: عزاداری کردن، عزادار بودن

Sandra did not cease to mourn for john Lennon.

ساندرا سوگواری برای جان لنون را متوقف نمی کرد.

The entire city mourned for the people lost in the calamity.

تمام شهر برای مردمی که در آن فاجعه جان سپرده بودند سوگوار بودند.

She mourned for her lost childhood.

او برای کودکیِ از دست رفته اش عزادار بود.

5 - subside

/səbˈsaɪd/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه subside با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: آرامتر شدن، ساکت تر شدن، فروکش کردن

After the excessive rains stopped, the flood waters subsided.

بعد از اینکه آن بارش های بسیار زیاد متوقف شد، سیل آب ها فروکش کردند.

The waves subsided when the winds ceased to blow.

وقتی بادها از وزیدن باز ایستادند، امواج فروکش کردند.

Danny's anger subsided when the culprit apologized.

وقتی آن مجرم عذرخواهی کرد عصبانیت دنی فروکش کرد.

6 - maim

/meɪm/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه maim با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: آسیب دیدن به صورت جدی که با رنجی همیشگی (مانند قطع عضو) برای بدن همراه است.

Hundreds of people are killed or maimed in car accidents every week.

صدها نفر هر هفته در تصادفات ماشین کشته می شوند یا آسیب جدی می بینند.

7 - comprehend

/kɑːmprɪˈhend/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه comprehend با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: به صورت کامل درک کردن

If you can use a word correctly, there is a good chance that you comprehend it.

اگر شما می توانید لغتی را به درستی به کار ببرید، احتمال زیادی وجود دارد که آن لغت را به طور کامل درک کرده اید.

The infinite distances of space are too great for the human mind to comprehend.

فاصله های بی نهایت در فضا خیلی فراتر از ذهن بشر است تا درک کند.

She could not comprehend how someone would risk people's lives in that way.

او نمی توانست درک کند که چطور کسی زندگی مردم را به این روش به خطر بیاندازد.

8 - commend

/kəˈmend/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه commend با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: ستایش کردن کسی یا چیزی (مخصوصا به صورت علنی)

She was commended on her handling of the situation.

او برای مدیریت و کنترل آن موقعیت مورد ستایش قرار گرفت.

Everyone commended the mayor's thrifty suggestion.

همه، پیشنهاد به صرفه شهردار را ستودند.

The truth is that we all like to be commended for good work.

این واقعیتی است که همه ما دوست داریم برای کار خوب مورد تقدیر قرار بگیریم.

مترادف:

praise

9 - final

/faɪnl/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه final با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: نهایی، حتمی، پایانی

The final week of the term is rapidly approaching.

هفته آخر ترم به سرعت نزدیک می شود.

Jose was commended for his improvement in the final test.

خوزه برای پیشرفتش در امتحان نهایی مورد ستایش قرار گرفت.

The judge's decision is final.

تصمیم قاضی حتمی است.

10 - exempt

/ɪɡˈzempt/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه exempt با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: معاف

School property is exempt from most taxes.

دارایی های مدرسه از بسیاری از مالیات ها معاف است.

juvenile offenders are not exempt from punishment.

مجرمین نوجوان از تنبیه معاف نیستند.

فعل:

1: معاف کردن

He was exempted from military service because of his heart condition.

به خاطر شرایط قلبش، او از خدمت سربازی معاف شده بود.

11 - vain

/veɪn/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه vain با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: خیلی افتخار کردن به ظاهر، توانایی یا ...

Josephine is quite vain about her beauty.

جوزفین به زیبایی خود خیلی مینازد.

To be perfectly frank, I do not see what she has to be vain about.

کاملاً رک بگویم، من نمیفهمم که او چه چیز دارد تا به آن ببالد.

2: عدم تولید نتیجه دلخواه. بیهوده، باطل

She closed her eyes tightly in a vain attempt to hold back the tears.

او در تلاشی بیهوده چشم هایش را محکم بست تا اشکهایش را نگه دارد.

12 - repetition

/repəˈtɪʃn/

help

volume_up

504 واژه کاملاً ضروری انگلیسی - معنی واژه repetition با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: تکرار

The repetition of new words in this book will help you to learn them.

تکرار لغات جدید در این کتاب به شما کمک خواهد کرد تا آن ها را یاد بگیرید.

Any repetition of such unruly behavior will be punished.

هرگونه تکرار این قبیل رفتارِ غیرقانونی با تنبیه همراه خواهد بود.

در ویدیوی بالا، درس بیست و نهم از کتاب 504 واژه کاملاً ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس بیست و نهم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398