koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی - درس بیست و چهارم

1 - fierce

/fɪrs/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه fierce با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: عصبانی به طرز وحشتناک، تند خو

He suddenly looked fierce.

او ناگهان چهره خشمگین به خود گرفت.

He took one look at his fierce opponent and run.

او نگاهی به رقیب خشمگینش انداخت و دوید.

2 - Detest

/dɪˈtest/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه detest با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: بسیار متنفر بودن از کسی یا چیزی

They absolutely detest each other.

آن ها به طور قطع از یکدیگر متنفرند.

I detest Chinese food but I won't deprive you of the chance to eat it.

من از غذای چینی بیزار هستم، اما من شما را از این فرصت برای خوردن آن محروم نخواهم کرد.

مترادف:

dislike

3 - Sneer

/snɪr/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه sneer با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: با حالت صورت یا با نوع بیان نشان دادن اینکه شما احترامی برای کسی قائل نیستین: استهزاء کردن، پوزخند زدن

“You obviously don't know what you're talking about,” she sneered.

او با مسخره کردن گفت: تو مشخصا نمیدانی که درباره چه حرف میزنی.

The journalists were cautious about sneering at the Secretary of Defense.

روزنامه نگاران در مورد استهزاء کردن وزیر دفاع مراقب بودند.

She sneered at me in disgust.

او در حالت خشم به من پوزخندی زد.

4 - Scowl

/skaʊl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه scowl با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: نگاه کرن به کسی یا چیزی با حالت عصبانیت یا آزار دهنده: اخم کردن

The teacher scowled at me when I walked in late.

وقتی من دیر رسیدم، معلمم به من اخم کرد.

She scowled in response to his question.

او در پاسخ به سوالش اخم کرد.

5 - Encourage

/ɪnˈkɜːrɪdʒ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه encourage با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: حمایت کردن، تشویق کردن یا دادن امید به کسی

My parents have always encouraged me in my choice of career.

والدین من همواره مرا در انتخاب حرفه ام حمایت می کردند.

Encourage each other with kind words.

یکدیگر را با عباراتی مهربانانه تشویق کنید.

2: ترقیب کردن کسی برای انجام کاری با آسان کردن آن کار برایشان یا قبولاندن اینکه آن کار برایشان خوب است

Banks actively encouraged people to borrow money.

بانک به صورت فعال مردم را برای دریافت وام ترقیب می کنند.

Some unstable persons need to be encouraged to find a vocation.

بسیاری از افراد ناپایدار نیاز دارند تا برای یافتن یک شغل ترقیب شوند.

3: احتمال رخ دادن یا پیشرفت کردن چیزی را افزایش دادن

They claim that some computer games encourage violent behaviour in young children.

آن ها ادعا می کنند که برخی از بازی های رایانه ای رفتار خشونت آمیز را در کودکان افزایش می دهند. (کودکان را به انجام اعمال خشونت آمیز ترقیب می کنند.)

6 - Consider

/kənˈsɪdər/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه consider با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: متمرکز شدن روی چیزی مخصوصا هنگامی که نیاز به یک تصمیم گیری باشد.

Let us consider the facts.

اجازه دهید تا روی حقایق متمرکز شویم.

2: در نظر گرفتن

These workers are considered (as) a high-risk group.

این کارگران به عنوان گروهی پرخطر در نظر گرفته می شدند.

The wrestler was always considered to be the underdog in every match.

آن کشتی گیر همواره در هر مسابقه ای بازنده در نظر گرفته میشد (به حساب می آمد).

7 - Vermin

/vɜːrmɪn/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه vermin با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: برخی حشرات و حیوانات (مانند کَک و موش) که بعضی اوقات برای گیاهان یا بقیه موجات مضرند ومبارزه با آنان سخت است.

We should try to eliminate all vermin from our house.

ما باید تمام جانوران موذی را از خانه خود حذف کنیم.

Some reptiles eat vermin as their food.

برخی خزنده ها حشران انگلی و جانوران موذی را به عنوان غذا میخورند. (مثل مار که موش را می خورد)

2: در بعضی موارد از این کلمه برای تفسیر اراذل و اوباش استفاده می شود.

8 - Wail

/weɪl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه wail با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: شیون کردن، ناله زدن، ضجه زدن

In some countries the women are expected to wail loudly after their husbands die.

در برخی از کشورها از زنان انتضار می رود تا بعد از مرگ شوهرانشان با صدای بلند ضجه بزنند.

9 - Symbol

/sɪmbl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه symbol با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: نشانه، نماد

The statue outside the court building is considered a symbol of justice.

آن مجسمه در خارج از ساختمان دادگاه به عنوان نماد عدالت به حساب می آید.

An olive branch is a symbol of peace.

یک شاخه زیتون نماد صلح است.

10 - Authority

/əˈθɔːrəti/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه authority با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: قدرت (در مقام مسئولی که می تواند به بقیه دستور دهد.)

She now has authority over the people who used to be her bosses.

او اکنون بر افرادی که قبلاً به عنوان رئیسش بودند، ارجعیت دارد.

2: قدرت یا حق انجام کاری

No one should have the authority to dictate our career choice

هیچ کس نباید حق دیکته کردن انتخاب حرفه ما را داشته باشد.

11 - Neutral

/nuːtrəl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه neutral با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: بی طرف، خنثی، بدون جانبداری

It is logical to remain neutral in a violent argument between spouses.

منطقی است که در یک بحث و درگیری خشن بین زن و شوهر، بی طرف بمانید.

I didn't take my father's or my mother's side; I tried to remain neutral.

من طرف پدر یا مادرم را نگرفتم، من سعی کردم بی طرف باشم.

Switzerland was neutral during the war.

سوئیس در طول جنگ بی طرف بود.

2: در شیمی به ماده ای که نه اسید باشد و نه باز گفته می شود.

3: در فیزیک به موادی که بار منفی یا مثبت ندارند گفته میشد.

12 - Trifle

/traɪfl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه trifle با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: کمی

She seemed a trifle anxious.

او کمی عصبانی به نظر می آید.

Walter spends only a trifle of his time in studying French.

والتر تنها زمانی اندک از وقت خود را برای یادگیری زبان فرانسه صرف می کند.

2: چیزی که چندان مهم و دارای ارزش نیست

There's no reason to argue over such trifles.

دلیلی ندارد تا روی چنین موارد بی ارزشی بحث شود.

در ویدیوی بالا، درس بیست و چهارم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس بیست و چهارم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398