koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی - درس بیست و پنجم

1 - architect

/ɑːrkɪtekt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه architect با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: طراح ساختمان

The house was designed by architect Majid Roudgarpour.

آن خانه توسط آرشیتکت مجید رودگرپور، طراحی شده بود.

An architect must have a knowledge of the materials that will be used in his structures.

یک مهندس طراح باید در خصوص مصالحی که در سازه هایش استفاده خواهد کرد دانش کافی داشته باشد.

2: کسی که مسئول یا مُبدا یا سازنده ی یک ایده، رویداد یا یک موقعیت است (بنیانگذار).

General Eisenhower was the architect of victory over the Nazis in World War II.

ژنرال آیزینهاور بنیانگزار پیروزی بر نازی ها در جنگ جهانی دوم بود.

2 - matrimony

/mætrɪmoʊni/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه matrimony با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: ازدواج، زندگی زناشویی

Because of lack of money, the sweetness of their matrimony turned sour.

به خاطر نداشتن پول، شیرینی ازدواجشان به تلخی تبدیل شد.

Some bachelors find it very difficult to give up their freedom for the blessings of matrimony.

بعضی از افراد مجرد، ترک آزادیشان به خاطر مواهب ازدواج بسیار دشوار می یابند.

3 - baggage

/bæɡɪdʒ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه baggage با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: چمدان، بار و بنه، تجهیزات

When Walt unpacked his baggage, he found he had forgotten his radio.

وقتی والت اثاثیه خود را باز کرد، فهمید که رادیواش را فراموش کرده است.

The modern army cannot afford to be slowed up with heavy baggage.

آن ارتش مدرن با این تجهیزات سنگین نمی تواند سریعتر حرکت کند.

4 - squander

/skwɑːndər/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه squander با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: از دست دادن پول، وقت و ... به طریقی احمقانه و بی فایده

He squandered all his money on gambling.

او همه پولش را در قمار از دست داد.

Do not squander your money by buying what you cannot use.

پولت را با خریدن چیزهایی که استفاده نمی کنی، هدر نده!

5 - abroad

/əˈbrɔːd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه abroad با استفاده از عکس و تصاویر

قید:

1: خارج از یک کشور

An actress who is popular both here and abroad

یک بازیگر زن که هم اینجا و هم در خارج مشهور است.

More people are going abroad for vacations.

بسیاری از مردم برای تعطیلات به خارج از کشور می روند.

The news of the president's illness spread abroad.

خبر بیماری رئیس جمهور در خارج از کشور پخش شد.

6 - fugitive

/fjuːdʒətɪv /

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه fugitive با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: شخصی که از کسی یا جایی فراری است.

Paul was a fugitive from the slums, abandoned by all his friends.

پائول که همه دوستانش او را ترک کرده بودند، از محله های فقیرنشین فراری بود.

The fugitives from the unsuccessful revolution were captured.

فراریان از آن انقلاب ناموفق دستگیر شدند.

7 - calamity

/kəˈlæməti/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه calamity با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: واقعه ای که موجب آسیب شدید به زندگی، دارایی و .. مردم می شود. مصیبت، بلا

The death of her husband was a calamity that left Mrs. Marlowe numb.

مرگ همسرش مصیبتی بود که خانوم مارلو را فلج کرد.

Failure in one test should not be regarded as a calamity.

شکست در یک امتحان نباید یک فاجعه تلقی شود.

مترادف:

disaster

8 - pauper

/pɔːpər/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه pauper با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: یک فرد بسیار فقیر

The fire that destroyed his factory made Mr. Bloomson a pauper.

آتشی که کارخانه آقای بلومسان را نابود کرد، موجب فقر او شد.

The richest man is a pauper if he has no friends.

ثروتمندترین آدم اگر دوستی نداشته باشد فقیر است.

9 - envy

/envi/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه envy با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: حسادت

My parents taught me not to envy anyone else's wealth.

والدین من به من آموخته اند که هرگز به ثروت کسی حسادت نکنم.

He couldn't conceal his envy of me.

او نتوانست حسادتش به من را مخفی کند.

10 - collapse

/kəˈlæps/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه collapse با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: سقوط کردن (معمولا بعد از شکستن و تکه شدن)

A heavy flood caused the bridge to collapse.

سیلی شدید باعث شد تا پل فروبریزد.

The roof collapsed under the weight of snow.

سقف زیر سنگینی برف سقوط کرد.

2: افتادن، معمولا وقتی که فرد بیمار است. نقش بر زمین شدن

He collapsed in the street and died two hours later.

او در خیابان از حال رفت و دو ساعت بعد مرد.

11 - prosecute

/prɑːsɪkjuːt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه prosecute با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: تحت تعقیب قرار دادن، دنبال کردن، ادامه دادن

Drunken drivers should be prosecuted.

رانندگان مست باید تحت تعقیل قرار گیرند.

The general prosecuted the war with vigor.

ژنرال با قاطعیت به جنگ ادامه داد.

12 - bigamy

/bɪɡəmi/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی واژه bigamy با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: دو همسری، تعدد زوجین

Mr. Winkle, looking at his wife, thought bigamy' was one crime he would never be guilty of.

آقای وینکل هنگامی که به همسرش نگاه می کرد، فکر میکرد که دوهمسری خطایی است که او هرگز مرتکب نخواهد شد.

در ویدیوی بالا، درس بیست و پنجم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس بیست و پنجم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398