koobdar.ir
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398

آموزش 504 واژه ضروری انگلیسی با استفاده از عکس و مثال های مهم و پرکاربرد - درس هفدهم

1 - Appeal

/əˈpiːl/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه appeal با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: کیفیتی که باعث می شود مردم جذب کسی یا چیزی شوند: جذبه

The Beatles have never really lost their appeal.

بیتلز هرگز جذبه خود را از دست نداده است.

مترادف:

attraction

2: التماس

The child's mother made an emotional appeal on TV for his return.

مادر کودک یک التماس احساسی در تلوزیون برای بازگشت کودک ارائه داد.

3: یک درخواست رسمی به دادگاه یا شخصی که در مقام مسئول است برای تجدید نظر: استیناف

An appeals court/judge

یک دادگاه تجدیدنظر

فعل:

1: جلب کردن توجه کسی

The movie appeals to adults as well as (to) children.

این فیلم بزرگسالان را مانند کودکان مجذوب می کند.

2: التماس کردن، تمنا کردن

My boss always appeals to his employees to work swiftly and neatly.

رئیس من همواره از کارگران می خواهد که سریع و منظم کار کنند.

3: درخواست تجدید نظر دادن به دادگاه یا به کسی که در مقام مسئول است.

She lost the case and appealed the following month.

او پرونده را باخت و برای ماه پیشرو درخواست تجدید نظر داد.

2 - Addict

/ædɪkt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه addict با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: معتاد به مواد مخدر یا معتاد به انجام کاری

Because he was a heroin addict, it was essential for Carlos to get the drug each day.

چون کارلوس معتاد به هروئین بود، برایش ضروری بود که هر روز مواد بدست آورد.

A television addict

یک معتاد تماشای تلوزیون

3 - Wary

/weri/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه wary با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: احتیاط، با احتیاط : مراقب بودن هنگام برخورد با مردم یا چیز دیگری که ممکن است خطرناک یا مشکل باشد.

Living in a polluted city makes you wary of the air you breathe.

زندگی در یک شهر آلوده شما را وادار میکند که نسبت به هوایی که تنفس میکنید محتاط باشید.

The store owner kept a wary eye on him.

صاحب مغازه نگاه محتاطانه ای به او داشت.

مترادف:

cautious

4 - Aware

/əˈwer/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه aware با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: آگاه، مطلع، باخبر

One way to gain knowledge is to be aware of everything around you.

یکی از راه های رسیدن به دانش این است که نسبت به محیط پیرامون خود آگاه باشیم.

5 - Misfortune

/mɪsˈfɔːrtʃuːn/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه misfortune با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: بد شانسی، بداقبالی

It was my misfortune that our car wasn't thoroughly checked before the trip through the desert.

این از بداقبالی من بود که ماشینمان قبل از مسافرت به صحرا به طور کامل چک نشده بود.

6 - Avoid

/əˈvɔɪd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه avoid با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: دوری کردن، اجتناب کردن

If you are fortunate you can avoid people who are trying to deceive you.

اگر خوش شانس باشید می توانید از کسانی که سعی دارند فریبتان دهند دوری کنید.

2: دوری کردن و حفظ خود از ضربه زدن به چیزی

The car swerved to avoid a cat.

ماشین چرخید تا از برخورد با گربه جلوگیری کند.

7 - Wretched

/retʃɪd/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه wretched با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: احساس بیماری یا ناراحتی

I feel wretched after a night when I've scarcely slept.

بعد از اینکه یک شبی تقریبا نخوابیدم، احساس مریضی کردم.

2: بسیار بد و ناگوار

The animal are kept in the most wretched conditions.

آن حیوان در شرایط بسیار ناگواری نگهداری می شد.

مترادف:

awful

3: ترحم انگیز

مترادف:

pitiful

4: در تفسیر کسی که شما فکر می کنید بسیار آزاد دهنده است به کار می رود.

Is it that wretched woman again?

آیا این دوباره همان زن آزار دهنده است.

8 - Keg

/keɡ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه keg با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: بشکه (با ظرفیت کمتر از 37 لیتر)

It is obvious to me that the situation is filled with peril, a real powder keg if I ever saw one.

برای من واضح بود که این موقعیت پر از خطر است، مثل یک بشکه باروت واقعی که من هرگز ندیده ام.

9 - Nourish

/nɜːrɪʃ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه nourish با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: قوت دادن، غذا دادن

It was easy to detect that the skinny boy was not well nourished.

به راحتی قابل شناسایی بود که آن پسر لاغر به خوبی تغذیه نشده بود.

2: موجب ترقی و رشد قدرتمند چیزی شدن

After the operation, our doctor plans to nourish my mother with vitamins and good food.

بعد از عمل، دکتر ما برنامه ریزی کرد تا مادر من را با ویتامین ها و غذای خوب سرپاکند.

10 - Harsh

/hɑːrʃ/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه harsh با استفاده از عکس و تصاویر

صفت:

1: سخت و ظالمانه

We had to face up to the harsh realities of life sooner or later.

ما مجبوریم دیر یا زود با واقعیت های تلخ زندگی روبرو شویم.

2: خیلی سخت و ناراحت کننده برای زندگی کردن

A harsh winter

یک زمستان سخت

3: زشت یا ناراحت کننده برای نگاه کردن

Harsh colors

رنگ های زننده

4: ناراحت کننده برای شنیدن

A harsh voice

یک صدای زننده

11 - Quantity

/kwɑːntəti/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه quantity با استفاده از عکس و تصاویر

اسم:

1: مقدار یا تعداد یک چیز

Huge quantities of food

مقدار زیادی غذا

2: کمیت

The data is limited in terms of both quality and quantity.

داده ها در هردو بخش کیفیت و کمیت محدود شده اند.

12 - Opt

/ɑːpt/

help

volume_up

504 واژه ضروری انگلیسی - معنی کلمه opt با استفاده از عکس و تصاویر

فعل:

1: انتخاب کردن

If you give me an ice cream choice, I'll opt for chocolate.

اگر شما به من حق انتخاب یک بستنی بدهید، من شکلات را انتخاب می کنم.

After graduating she opted for a career in music.

بعد از فارق التحصیلی او یک حرفه در موسیقی را انتخاب کرد.

مترادف:

select, pick, decide

در ویدیوی بالا، درس هفدهم از کتاب 504 واژه ضروری زبان انگلیسی آموزش داده شده است. در این فیلم، تصاویر لغت مربوط به درس هفدهم به همراه تلفظ صوتی و نوشتاری ارائه شده و معنی و مثال های مربوط به لغت نیز در پایین تصویر آورده شده است. این ویدیو برای افزایش توانایی شما برای به خاطر سپردن لغات 504 تهیه شده است.

منابع:

1 - Merriam-Webster

2 - 504 Absolutely Essential Words

3 - OALD

فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398
فروش چای بهاره گیلان 1398