برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی turn around به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل turn around
turn around
فعل
(فعل) دور زدن و برگشت با ماشین - متحول شدن یا تغییر کردن و بهتر شدن یا موفق شدن (مثال اول) - کار غیر منتظره یا ناگهانی انجام دادن
After I met him, my whole life turned around.
بعد از ملاقات با او، تمام زندگی من متحول شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره turn around، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
